هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق عمیق و سوزناک سخن میگوید که جان و روان شاعر را تسخیر کرده است. شاعر از عشق به معشوق و درد فراق مینالد و از تأثیر عمیق این عشق بر وجود خود سخن میگوید. همچنین، اشارهای به مفهوم مرگ و خواب دارد و از غم و سودایی میگوید که بر او چیره شده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و همچنین اشاره به مرگ و غمهای وجودی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد یا نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
شماره ۸۰ - عشق از پی جان گرفت ما را
عشق از پی جان گرفت ما را
خلقی به زبان گرفت ما را ۱
خرسند به عافیت نبودیم
اینک حق آن گرفت ما را ۲
سرو قد او به ناز و فتنه
هر لحظه روان گرفت ما را ۳
ای دیده، چه ریزی از برون آب؟
کاین شعله به جان گرفت ما را ۴
همچون کایینه گیرد آتش
عشق تو چنان گرفت ما را ۵
ای خواب، برو که باز امشب
سودای فلان گرفت ما را ۶
گویند که مرگ طرفه خوابی ست
این خواب گران گرفت ما را ۷
ترسم که برون برد ز عالم
این غم که عنان گرفت ما را ۸
خندید بر اهل درد خسرو
درد دل شان گرفت ما را ۹
خلقی به زبان گرفت ما را ۱
خرسند به عافیت نبودیم
اینک حق آن گرفت ما را ۲
سرو قد او به ناز و فتنه
هر لحظه روان گرفت ما را ۳
ای دیده، چه ریزی از برون آب؟
کاین شعله به جان گرفت ما را ۴
همچون کایینه گیرد آتش
عشق تو چنان گرفت ما را ۵
ای خواب، برو که باز امشب
سودای فلان گرفت ما را ۶
گویند که مرگ طرفه خوابی ست
این خواب گران گرفت ما را ۷
ترسم که برون برد ز عالم
این غم که عنان گرفت ما را ۸
خندید بر اهل درد خسرو
درد دل شان گرفت ما را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۹ - شبم خیال تو بس، با قمر چه کار مرا
گوهر بعدی:شماره ۸۱ - گر چه بر بود عقل و دین مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.