هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، بیانگر درد عشق و هجران است. شاعر از رنجهای عشق، بیپاسخی معشوق، و ناتوانی در فراموشی یادها میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند صبر، قضا و قدر، و ناامیدی اشاره دارد. ابیاتی مانند «بازوی هجرت قوی در کشتن بیچارگان» و «آب کی شستن تواند داغ مادرزاد را» نشاندهندهی عمق رنج و پذیرش تقدیر هستند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات مانند «بازوی هجرت قوی در کشتن بیچارگان» ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۹۵ - شب به روز آمد بسی کز دل نهادی یاد را
شب به روز آمد بسی کز دل نهادی یاد را
جان ز تن آمد برون بویی ندادی باد را ۱
سر به دیوار سرایت می زنم تا بنگری
زانکه با باز شکاری خوش بود صیاد را ۲
بازوی هجرت قوی در کشتن بیچارگان
چون قصاص افزون فتد عادت شود جلاد را ۳
جان به فریادم برآمد، لیک صد جان آرزو
بشنوی و راه ندهی سوی جان فریاد را ۴
ای که می گویی که وقتی لوح صبرت باد برد
سالها شد تا فرامش کرده ام آن یاد را ۵
این همه خونابه کاشامم همی زین روز بد
بهترین روزی خلل اندازد این بنیاد را ۶
چند گریم چون سیه رویی عشقم از قضاست
آب کی شستن تواند داغ مادرزاد را ۷
تا به سوی گفت شیرین ست، دل خارا و کوه
کندن از ناخن چو گل چیدن بود فرهاد را ۸
نوک مژگان تو در دل ماند خسرو را چنانک
در رگ بیمار نشتر بشکند فصاد را ۹
جان ز تن آمد برون بویی ندادی باد را ۱
سر به دیوار سرایت می زنم تا بنگری
زانکه با باز شکاری خوش بود صیاد را ۲
بازوی هجرت قوی در کشتن بیچارگان
چون قصاص افزون فتد عادت شود جلاد را ۳
جان به فریادم برآمد، لیک صد جان آرزو
بشنوی و راه ندهی سوی جان فریاد را ۴
ای که می گویی که وقتی لوح صبرت باد برد
سالها شد تا فرامش کرده ام آن یاد را ۵
این همه خونابه کاشامم همی زین روز بد
بهترین روزی خلل اندازد این بنیاد را ۶
چند گریم چون سیه رویی عشقم از قضاست
آب کی شستن تواند داغ مادرزاد را ۷
تا به سوی گفت شیرین ست، دل خارا و کوه
کندن از ناخن چو گل چیدن بود فرهاد را ۸
نوک مژگان تو در دل ماند خسرو را چنانک
در رگ بیمار نشتر بشکند فصاد را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۴ - جان به خاموشی برآمد بی زبانی چند را
گوهر بعدی:شماره ۹۶ - من زبهرت دوست دارم جان عشق اندیش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.