هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگینانه، بیانگر درد و رنج شاعر از فراق معشوق است. تصاویر شاعرانهای مانند گلهای شسته به خون، خار در گلزار، چنگ خشک و تارهای رگ، عمق غم و اندوه او را نشان میدهد. شاعر از عشق بیپاسخ و اشکهای بیپایان خود میگوید و با تشبیهات زیبا، حالات درونی خود را توصیف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و غمگین است که درک آن به بلوغ عاطفی و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۰۳ - ای بی تو گلهای چمن شسته به خون رخسارها
ای بی تو گلهای چمن شسته به خون رخسارها
خار است بی رخسار تو در دیده گلزارها ۱
شد پوستم بر استخوان چون چنگ خشک و از فغان
رگها نگر اینک بر آن افتاده همچون تارها ۲
تا آفتاب و روی مه دیدند آن زلف سیه
در کوی او رو همچو که مانده ست بر دیوارها ۳
هر گه که چوگان بازد او، بازم به راهش سر چو گو
آری، مرا در عشق او باشد ازین سر کارها ۴
تا چند چشم پر زنم در عشق خون بارم ز غم
آری، که از غم شسته ام من دست ازین خون بارها ۵
پیکان که بودی در درون با تیر خود کردی برون
خرسندییی دارم کنون در را بدان زنگارها ۶
از دیده اشک من روان، آن سرو دلجوی کسان
خسرو چو بلبل در فغان او همنشین با خارها ۷
خار است بی رخسار تو در دیده گلزارها ۱
شد پوستم بر استخوان چون چنگ خشک و از فغان
رگها نگر اینک بر آن افتاده همچون تارها ۲
تا آفتاب و روی مه دیدند آن زلف سیه
در کوی او رو همچو که مانده ست بر دیوارها ۳
هر گه که چوگان بازد او، بازم به راهش سر چو گو
آری، مرا در عشق او باشد ازین سر کارها ۴
تا چند چشم پر زنم در عشق خون بارم ز غم
آری، که از غم شسته ام من دست ازین خون بارها ۵
پیکان که بودی در درون با تیر خود کردی برون
خرسندییی دارم کنون در را بدان زنگارها ۶
از دیده اشک من روان، آن سرو دلجوی کسان
خسرو چو بلبل در فغان او همنشین با خارها ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۲ - باشد آن روزی که بینم غمگسار خویش را
گوهر بعدی:شماره ۱۰۴ - اشکم برون می افگند راز از درون پرده را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.