هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از جفاهای معشوق، دلآزردگی، و تلاش برای جلب توجه او میگوید. همچنین، اشارهای به پیری و وفاداری دارد و از طرد شدن در این شرایط شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۰۴ - اشکم برون می افگند راز از درون پرده را
اشکم برون می افگند راز از درون پرده را
آری، شکایتها بود، از خانه بیرون کرده را ۱
چون من به آزاری خوشم، ترک دلازاری مکن
آخر به دست آور گهی این خاطر آزرده را ۲
صد پی مرا تیر جفا، بر دل زد آن ابرو کمان
روزی فریبد از کرم مجروح پیکان خورده را ۳
دوش از برای مطبخش هیزم به مژگان برده ام
گفت از کجا آورده ای این خاک باد آورده را ۴
خسرو مران از کوی خود چون در غلامی پیر شد
چون پیر شد، آخر کسی نفروخت هر گز برده را ۵
آری، شکایتها بود، از خانه بیرون کرده را ۱
چون من به آزاری خوشم، ترک دلازاری مکن
آخر به دست آور گهی این خاطر آزرده را ۲
صد پی مرا تیر جفا، بر دل زد آن ابرو کمان
روزی فریبد از کرم مجروح پیکان خورده را ۳
دوش از برای مطبخش هیزم به مژگان برده ام
گفت از کجا آورده ای این خاک باد آورده را ۴
خسرو مران از کوی خود چون در غلامی پیر شد
چون پیر شد، آخر کسی نفروخت هر گز برده را ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۳ - ای بی تو گلهای چمن شسته به خون رخسارها
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵ - بگشاد صبح عید ز رخ چون نقاب را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.