هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به مناسبت عید نوشته شده و از عناصری مانند صبح عید، ساقی، شراب، و موسیقی استفاده کرده است. شاعر از زیبایی صبح عید و نقش ساقی در شادیبخشی سخن میگوید و از مطرب میخواهد تا با نواختن چنگ، فضای شادتری ایجاد کند.
رده سنی:
18+
اشاره به مصرف شراب و میگساری در متن وجود دارد که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست.
شماره ۱۰۵ - بگشاد صبح عید ز رخ چون نقاب را
بگشاد صبح عید ز رخ چون نقاب را
بنمود ساقی آن رخ چون آفتاب را ۱
اینک رسید وقت که مردان آب کار
گردان کنند هر طرفی کار آب را ۲
ساقی، ازان دو چشم که در بند خفتن است
صد چشم بندی است که آموخت خواب را ۳
عید مبارک آمد و از بهر دوستان
ساقی نکرد شیشه پر و زد گلاب را ۴
مطرب به پرده ای که تو داری بگو به چنگ
کای پیر کوژپشت چه کردی شراب را؟ ۵
بنمود ساقی آن رخ چون آفتاب را ۱
اینک رسید وقت که مردان آب کار
گردان کنند هر طرفی کار آب را ۲
ساقی، ازان دو چشم که در بند خفتن است
صد چشم بندی است که آموخت خواب را ۳
عید مبارک آمد و از بهر دوستان
ساقی نکرد شیشه پر و زد گلاب را ۴
مطرب به پرده ای که تو داری بگو به چنگ
کای پیر کوژپشت چه کردی شراب را؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۴ - اشکم برون می افگند راز از درون پرده را
گوهر بعدی:شماره ۱۰۶ - شبی دیدم چو مه بر بام او را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.