هوش مصنوعی: این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، است که در آن از عشق، شراب، و حالات روحی و عرفانی سخن می‌گوید. شاعر از نوشیدن شراب در روز عید و تأثیر آن بر جان و روح خود می‌گوید و به زیبایی از مفاهیم عرفانی و زمینی استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و اشاره به شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب باشد. همچنین، درک عمیق این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات و مفاهیم عرفانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

شماره ۱۱۰ - روز عید است به من ده می نابی چو گلاب

روز عید است به من ده می نابی چو گلاب
که ازان جام شود تازه ام این جان خراب ۱

جان من از هوس آن، به لب آمد اکنون
به لب آرم قدح و جان نهم اندر شکراب ۲

روزه داری که گشادی ز لبش نکهت مشک
این زمان در دهنش نیست مگر بوی شراب ۳

آنکه خیزان و فتان بود به مسجد زین پیش
هست در میکده خیزان و فتان مست و خراب ۴

دف که او گرد نمی گشت به دور مجلس
می رود دور کنان جانب مجلس بشتاب ۵

می حلال است کنون خاصه که از دست حریف
در قدح می چکد آب نمک آلود کباب ۶

ساقیا، نوش چنان کن که صدا باز دهد
بر سر شارع می گنبد سیمین حباب ۷

هر که را بوی گل و می به دماغ است او را
آن دماغیست که دیگر نکند بوی گلاب ۸

بنده خسرو به دعای تو که آن حبل متین
دست همت زد و پیچید طناب اطناب ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۰۹ - باز برقع بر رخ چون ماه بربستی نقاب
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱ - زاد چون از صبح روشن آفتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.