هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از مولانا بیانگر گذشتن از خود و رسیدن به حقیقت عشق الهی است. شاعر از فنا شدن در معشوق و ظهور حق سخن می‌گوید، عشق را به عنوان نیرویی توصیف می‌کند که همه چیز را دگرگون می‌سازد و بر اهمیت اخلاق نیکو و رضای معشوق تأکید دارد. در نهایت، شعر به وحدت وجود و تلاش در راه حقیقت اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود. همچنین، برخی از اشارات عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.

غزل ۵۰ - ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او

ز خود گذشتم و گشتم ز پای تا سر او
شد از میان منی و جلوه کرد نحن هو

من از میان چو شدم دوست در میان آمد
مه آشکار شود ابر چون شود یک سو

زیمن عشق شبم را نمود چون شب عید
هلال‌وار چو بنمود گوشه ابرو

بیا بیا که ز یاد تو آنچنان مستم
که مست می‌شود از من شراب و جام و سبو

به خویش هرچه نظر می‌کنم تو می‌بینم
که خالی از تو نبینم به خویش یکسر مو

فضای سینه شد از سر غیب مالامال
ولی به کس نتوان گفت رازهای مگو

به حسن خلق بیارای خود که ره ندهند
به کوی دوست کسی را که نیست خلق نکو

به نیش هجر گرت سینه چاک گشته منال
که عاقبت شود از رشته وصال رفو

بیان عشق ز یک نکته بیشتر نبود
رضای دوست چو خواهی مراد خویش مجو

حقیقت ار طلبی خواجه در طریقت کوش
ولی خلاف شریعت مپوی یکسر مو

قدم ز وادی کثرت کسی نهد بیرون
که سوی کعبه وحدت چو وحدت آرد رو
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹ - خیز و رو آور به معراج یقین
گوهر بعدی:غزل ۵۱ - به عقل غره مشو تند پا منه در راه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.