هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره گذر عمر، ناکامیها، عشق و فراق است. شاعر از عمری که بیهوده گذشته، عشقی که به پایان رسیده و صبری که از دست رفته، افسوس میخورد. همچنین، به مفاهیمی مانند وفاداری، رنج عشق و پذیرش سرنوشت اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۱۲۸ - افسوس ازین عمر که بر باد هوا رفت
افسوس ازین عمر که بر باد هوا رفت
کاری به جهان نی به مراد دل ما رفت ۱
خورشید من از اوج جوانی چو برآمد
بس ذره سرگشته که بر باد هوا رفت ۲
گفتم ز در خویش مران، گفت که بگذر
زین کوچه که داند که چو تو چند گدا رفت؟ ۳
کس را چه غم ار رفت دل سوخته من
بوده ست از آن من، اگر رفت مرا رفت ۴
آن صبر که می گفتم من کوه گران سنگ
بادی بوزید از تو ندانم که کجا رفت ۵
گفتم که زیم بی تو، دوری مکش اکنون
گر از من درویش حدیثی به خطا رفت ۶
رنجه نشوم گر به جفا سر بریم، ز آنک
بسیار چنین ها به سر اهل وفا رفت ۷
تو دیر بزی کز گل بارانت نشان نیست
هر ذره که از کوی تو با باد صبا رفت ۸
ما را چه حد صبر به هجر تو، چو خسرو
آمد به درت باز به سر آنکه به پا رفت ۹
کاری به جهان نی به مراد دل ما رفت ۱
خورشید من از اوج جوانی چو برآمد
بس ذره سرگشته که بر باد هوا رفت ۲
گفتم ز در خویش مران، گفت که بگذر
زین کوچه که داند که چو تو چند گدا رفت؟ ۳
کس را چه غم ار رفت دل سوخته من
بوده ست از آن من، اگر رفت مرا رفت ۴
آن صبر که می گفتم من کوه گران سنگ
بادی بوزید از تو ندانم که کجا رفت ۵
گفتم که زیم بی تو، دوری مکش اکنون
گر از من درویش حدیثی به خطا رفت ۶
رنجه نشوم گر به جفا سر بریم، ز آنک
بسیار چنین ها به سر اهل وفا رفت ۷
تو دیر بزی کز گل بارانت نشان نیست
هر ذره که از کوی تو با باد صبا رفت ۸
ما را چه حد صبر به هجر تو، چو خسرو
آمد به درت باز به سر آنکه به پا رفت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۷ - بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت
گوهر بعدی:شماره ۱۲۹ - تا بر سر بازار به مستی قدمش رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.