هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عشق نافرجام، درد و رنج عاشق، و بخت بد سخن می‌گوید. شاعر از ناتوانی در شستن غم‌ها و پاک کردن عشق از دل می‌گوید و از مصیبت‌های زندگی شکایت می‌کند. در نهایت، به نوشیدن می و تسکین موقت درد اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به نوشیدن می ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر نامناسب باشد.

شماره ۱۳۷ - زلف تو به هر آب مصفا نتوان شست

زلف تو به هر آب مصفا نتوان شست
الا که به خونابه دلها نتوان شست ۱

هر شب من و از گریه سر کوی تو شستن
بدبختی این دیده که آن پا نتوان شست ۲

دریا ز پی بخت بداز دیده چه ریزم
چون بخت بد خویش به دریا نتوان شست ۳

عشق از دل ما کم نتوان کرد که ذاتی ست
چون مایه آتش که ز خارا نتوان شست ۴

از دردی خم شوی مصلای من امشب
کز آب دگر این لته ما نتوان شست ۵

نوشیم می و بر سر خود جرعه فشانیم
هر جای که جرعه چکد آنجا نتوان شست ۶

ای دوست، به خسرو بر سان شربت دردی
کز زمزم کعبه دم سگ را نتوان شست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۶ - روی تو به پیش نظر آسایش جان است
گوهر بعدی:شماره ۱۳۸ - ای عید دوم آمده روی چو نگارت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.