هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد و رنج عاشق در فراق معشوق و ستایش زیباییهای اوست. شاعر از آزادگی و آسایشی که در نگاه معشوق مییابد سخن میگوید و از ظلم و بیدادی که در شهر حاکم است شکایت دارد. او عشق را فراتر از خرد میداند و از گریههای عاشقانه و درد فراق مینالد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به درد و رنج اجتماعی، برای درک و تجربه نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۳۶ - روی تو به پیش نظر آسایش جان است
روی تو به پیش نظر آسایش جان است
آزادگی جان من، ار هست، همان است ۱
در شهر چو تو فتنه و مردم کش و بیداد
من زیستن خلق ندانم که چسان است ۲
کو دل شده ای کت نظری دیده و مرده
جانش به عدم رفته و سویت نگران است ۳
ترکی که دو ابروش نشسته ست به دلها
قربانش هزار است اگر چش دو کمان است ۴
کی بر چو تو خورشید رسم من که به خواری
بر خاک در تو سر من نیز گران است ۵
عشق است، ز بابل خرد افسونش، چه داند
هر چند که بنیاد خرد از همدان است ۶
گر خون جگر گریه کند عاشق شهوت
آن دانش که حیضش ز ره دیده روان است ۷
آزادگی جان من، ار هست، همان است ۱
در شهر چو تو فتنه و مردم کش و بیداد
من زیستن خلق ندانم که چسان است ۲
کو دل شده ای کت نظری دیده و مرده
جانش به عدم رفته و سویت نگران است ۳
ترکی که دو ابروش نشسته ست به دلها
قربانش هزار است اگر چش دو کمان است ۴
کی بر چو تو خورشید رسم من که به خواری
بر خاک در تو سر من نیز گران است ۵
عشق است، ز بابل خرد افسونش، چه داند
هر چند که بنیاد خرد از همدان است ۶
گر خون جگر گریه کند عاشق شهوت
آن دانش که حیضش ز ره دیده روان است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۵ - ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
گوهر بعدی:شماره ۱۳۷ - زلف تو به هر آب مصفا نتوان شست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.