هوش مصنوعی:
این متن بیانگر غم و ناامیدی شاعر از زندگی است. او از نبود شادی، محبت بیکران، و بخت نامساعد شکایت دارد. شاعر احساس میکند که در دریای غرق شده و از عشق و خوشبختی دور افتاده است. همچنین، او به ناعادلانه بودن دنیا و دوری از شادی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است باعث سردرگمی یا تأثیرات منفی عاطفی شود. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۳ - دل ما را ز دست غم امان نیست
دل ما را ز دست غم امان نیست
نشان شادمانی در جهان نیست ۱
جهان پر آشنا و من به غم غرق
که دریای محبت را کران نیست ۲
کسی کو یک زمان در عمر خوش بود
مرا اندر همه عمر آن زمان نیست ۳
فلک را دعوی مهرست، لیکن
گواهی می دهد دل کانچنان نیست ۴
به یک جان خواستم یک جام شادی
ز دور چرخ، گفتا، رایگان نیست ۵
دو شش نقش کسان، زین نرد ما را
دو یک بر کعبتین استخوان نیست ۶
ندانم کاهش جان من این است
سخن هم آن چنان هم آن زبان نیست ۷
بلای عقل عشقم بود، اکنون
بلا این شد که از عشقم امان نیست ۸
گر افتد آشتی با بخت، ننگیست
اگر نقد خصومت در میان نیست ۹
حدیث خوشدلی وانگه به عالم
زبان کردار خسرو، جای آن نیست ۱۰
نشان شادمانی در جهان نیست ۱
جهان پر آشنا و من به غم غرق
که دریای محبت را کران نیست ۲
کسی کو یک زمان در عمر خوش بود
مرا اندر همه عمر آن زمان نیست ۳
فلک را دعوی مهرست، لیکن
گواهی می دهد دل کانچنان نیست ۴
به یک جان خواستم یک جام شادی
ز دور چرخ، گفتا، رایگان نیست ۵
دو شش نقش کسان، زین نرد ما را
دو یک بر کعبتین استخوان نیست ۶
ندانم کاهش جان من این است
سخن هم آن چنان هم آن زبان نیست ۷
بلای عقل عشقم بود، اکنون
بلا این شد که از عشقم امان نیست ۸
گر افتد آشتی با بخت، ننگیست
اگر نقد خصومت در میان نیست ۹
حدیث خوشدلی وانگه به عالم
زبان کردار خسرو، جای آن نیست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - به بالین غریبانت گذر نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - مرا در آرزویت غم ندیم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.