هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و دوری از معشوق مینالد. او از اسارت دل در بند یار، نبود جای درد در دل، و بیپناهی خود سخن میگوید. شاعر از عاشقی و پیوندی که جانش را فدا کرده میگوید و از شبهای طولانی دوری شکایت دارد. او از معشوق میخواهد که به او پناه دهد و جرعهای از می بخشد تا سوگندش را برآورده کند. در پایان، شاعر اشاره میکند که حتی شاهان نیز از غم نمیمیرند و این دروغی است که مردم خرسندانه باور کردهاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهای است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند اسارت دل، درد عشق، و سوگند ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. این شعر برای نوجوانان و بزرگسالانی مناسب است که میتوانند با عمق احساسات و مفاهیم عرفانی و عاشقانه آن ارتباط برقرار کنند.
شماره ۱۴۷ - دل مسکین من در بند مانده ست
دل مسکین من در بند مانده ست
اسیر یار شکر خند مانده ست ۱
نماند اندر دل من درد را جای
مده پندم نه جای پند مانده ست ۲
نصیحت گوی من، لختی دعا گوی
که یک بیچاره ای در بند مانده ست ۳
به جان پیوند کردم عاشقی را
کنون جان رفت و آن پیوند مانده ست ۴
من امشب باری از دوری بمردم
هنوز، ای پاسبان، شب چند مانده ست ۵
رهاوی ساز کن، ای مطرب صبح
که مطرب هم به زیر افگند مانده ست ۶
بتا، از در مران بیچاره ای را
که در کوی تو حاجتمند مانده ست ۷
به می سوگند خوردم جرعه ای بخش
که ما را در گلو سوگند مانده ست ۸
ز غم گفتی که خسرو زنده چون ماند
دروغی گفته و خرسند مانده ست ۹
اسیر یار شکر خند مانده ست ۱
نماند اندر دل من درد را جای
مده پندم نه جای پند مانده ست ۲
نصیحت گوی من، لختی دعا گوی
که یک بیچاره ای در بند مانده ست ۳
به جان پیوند کردم عاشقی را
کنون جان رفت و آن پیوند مانده ست ۴
من امشب باری از دوری بمردم
هنوز، ای پاسبان، شب چند مانده ست ۵
رهاوی ساز کن، ای مطرب صبح
که مطرب هم به زیر افگند مانده ست ۶
بتا، از در مران بیچاره ای را
که در کوی تو حاجتمند مانده ست ۷
به می سوگند خوردم جرعه ای بخش
که ما را در گلو سوگند مانده ست ۸
ز غم گفتی که خسرو زنده چون ماند
دروغی گفته و خرسند مانده ست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۶ - ز من نازک میانی دور مانده ست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۸ - مجو صبرم که جای آن نمانده ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.