هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ناآگاهی خود نسبت به گناه و راهی که در پیش گرفته سخن میگوید. او از ظلم روزگار و دشمنان شکایت کرده و جهان را تاریک میبیند. شاعر معتقد است که مردانگی کار هر کسی نیست و تنها سواران شجاع میتوانند سپاه را رهبری کنند. او پناهگاه خود را درگاه لطف خدا میداند و بیان میکند که حتی آه کشیدنش میتواند آیینه را تیره کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'ز جور روزگار و طعن دشمن' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۱۶۲ - ندانستم که اهلیت گناهست
ندانستم که اهلیت گناهست
ایا این ره که می پویم چه راهست ۱
ز جور روزگار و طعن دشمن
جهان بیش جهان بینم سیاهت ۲
نه هر مردی تواند کرد مردی
سوار شیر دل پشت سپاهست ۳
کسان را بر در هر کس پناهی
مرا بر درگه لطفش پناهست ۴
اگر آهی کشم درهم کشد روی
مگر آیینه را تندی ز آهست ۵
ایا این ره که می پویم چه راهست ۱
ز جور روزگار و طعن دشمن
جهان بیش جهان بینم سیاهت ۲
نه هر مردی تواند کرد مردی
سوار شیر دل پشت سپاهست ۳
کسان را بر در هر کس پناهی
مرا بر درگه لطفش پناهست ۴
اگر آهی کشم درهم کشد روی
مگر آیینه را تندی ز آهست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۱ - نگارا، روز عیش و شادمانیست
گوهر بعدی:شماره ۱۶۳ - بیا ساقی که ایام بهار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.