هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد عشق و فراق را بیان میکند. شاعر از غم و آتش عشق سخن میگوید، از اشکهایش که مانند لعل ناب شدهاند، و از زلف معشوق که مانند طناب در گردن او افتاده است. او از خرابی دل خود و عشق شدید به معشوق مینویسد و آرزوی دیدار او را دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است نیاز به درک ادبی بیشتری داشته باشند.
شماره ۱۶۹ - دریاب که جان خراب گشته ست
دریاب که جان خراب گشته ست
دل ز آتش غم کباب گشته ست ۱
خون جگر آب شد ز عشقت
زهره نه که گویم آب گشته ست ۲
پیش که گشایم این که زلفت
در گردن من طناب گشته ست ۳
یک ره به من خراب کن گشت
دل بین که چسان خراب گشته ست ۴
دانم که ز مهر عارض تست
اشکم که چو لعل ناب گشته ست ۵
زلف تو سیه چراست ماناک
بسیار در آفتاب گشته ست ۶
در کشتن خسرو آرزویت
بشتاب که بس شتاب گشته ست ۷
دل ز آتش غم کباب گشته ست ۱
خون جگر آب شد ز عشقت
زهره نه که گویم آب گشته ست ۲
پیش که گشایم این که زلفت
در گردن من طناب گشته ست ۳
یک ره به من خراب کن گشت
دل بین که چسان خراب گشته ست ۴
دانم که ز مهر عارض تست
اشکم که چو لعل ناب گشته ست ۵
زلف تو سیه چراست ماناک
بسیار در آفتاب گشته ست ۶
در کشتن خسرو آرزویت
بشتاب که بس شتاب گشته ست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۸ - بیا، ای دیده شهری به سویت
گوهر بعدی:شماره ۱۷۰ - بازش هوس شکار برخواست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.