هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و هوس، رنج‌های عاشقی، و از دست دادن آرامش و قرار سخن می‌گوید. او از غم و ناله‌های ناشی از عشق و بی‌قراری دل یاد می‌کند و در نهایت، عقل را از این میکدهٔ عشق دور می‌داند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین ممکن است برخی از مضامین مانند رنج و بی‌قراری برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۱۷۰ - بازش هوس شکار برخواست

بازش هوس شکار برخواست
وز دلشدگان قرار برخاست ۱

او مرکب ناز راند و از خلق
هر سوی فغان زار برخاست ۲

او پیش شکار مست بگذشت
فریاد ازان شکار برخاست ۳

من خاک شوم بر آن زمینی
کز توسن او غبار برخاست ۴

صبر و دل و نام و ننگ ما برد
عشق آمد و هر چهار برخاست ۵

عاشق نه یکی، هزار جان داد
ناله نه یکی، هزار برخاست ۶

خواب دگرش به دیدن آمد
شاد آمد و شرمسار برخاست ۷

از رنج منش چه شد زیادت
وز کشتن من چه کار برخاست ۸

ای عقل، برو، ز ما که نتوان
زین میکده که هوشیار برخاست ۹

با درد خوشم که نام مرهم
از خسرو دلفگار برخاست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۹ - دریاب که جان خراب گشته ست
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱ - خط کز لب آن پسر دمیده ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.