هوش مصنوعی: شاعر در این متن از غم و اندوه ناشی از دوری از یار و خاطرات گذشته می‌گوید. او از شب‌هایی یاد می‌کند که با یارش سپری کرده و اکنون در تنهایی و غم به سر می‌برد. همچنین از تحقیر و سختی‌هایی که متحمل شده سخن می‌گوید و از عمری که به بطالت گذشته افسوس می‌خورد. متن پر از احساسات عمیق و عاشقانه است.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین استفاده از اصطلاحات ادبی و شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۹۵ - با غمش خو کردم امشب، گر چه در زاری گذشت

با غمش خو کردم امشب، گر چه در زاری گذشت
یاد می کردم ازان شبها که در یاری گذشت ۱

خواب هم ناید گهی تا دیدمی وقتی، مگر
زان شب فرخ که با یارم به بیداری گذشت ۲

بر درش سودم همه شب دیده و چشم مرا
عزتی بود، ار چه بر خاک درش خواری گذشت ۳

مردمان گویند چونی در خیال زلف او
چون بود مرغی که عمرش در گرفتاری گذشت ۴

نوش بادا بر من و تو شربت عیش، ار چه دوش
بر تو در می خوردن و بر من به دشواری گذشت ۵

گر چه در هجر توام جز خوردن غم کار نیست
هم فسوس من ز عمری کان به بیکاری گذشت ۶

ناخوش آن وقتی که بر زنده دلان بی عشق رفت
ضایع آن روزی که بر مستان به هشیاری گذشت ۷

ماجرای دوش می پرسی که چون بگذشت حال
ای سرت گردم، چه می پرسی، به دشواری گذشت ۸

دل گران شد ارچه از بار غمت خسرو، از انک
شخص چون مویش ز عالم با سبکباری گذشت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۴ - دیدمش امروز و شب در دل کنون خواهد گذشت
گوهر بعدی:شماره ۱۹۶ - چون گذر بر خاک داری بر سرت این باد چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.