هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر عشق و شیفتگی شاعر به معشوق است. او از زیبایی و جذابیت معشوق سخن می‌گوید و تأثیر عمیق این عشق را بر قلب، جان، عقل و دین خود توصیف می‌کند. شاعر حتی بهشت و دوزخ را در گرو حضور یا عدم حضور معشوق می‌داند و از رنج هجران می‌نالد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بهشت و دوزخ ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۲۰۴ - دل ز انعامت، مها، با التفاتی قانع است

دل ز انعامت، مها، با التفاتی قانع است
دیده در ماهی اگر بیند، رخت خوش طالع است ۱

گر برفت از شوق رویت دل ز دستم، باک نیست
دل برفت و جان برفت و عقل و دین خوش قانع است ۲

نقطه خالش به رخ منشور حسن است و نشانست
ملک لطف دلبری را روی خوبش جامع است ۳

جنت و دوزخ بهشت و مردگی عین حیات
بی تو جنت دوزخ است و زندگانی ضایع است ۴

چون بنفشه خم گرفته قامتم در هجر تو
همچو نرگس چشم من باز است و اشکش دامع است ۵

کاکل مشکین پریشان بر رخ چون مه فگن
تا بپندارند کابری بر رخ مه واقع است ۶

همچو ابر بی حیا سرگشته و برگشته باد
هر که خسرو را ز ماه روی خوبت مانع است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۳ - آن که زلف و عارض او غیرت روز و شب است
گوهر بعدی:شماره ۲۰۵ - شربت وصلت نجویم کار من خون خوردن ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.