هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و سودای معشوق سخن میگوید و بیان میکند که چگونه دلش درگیر عشق شده و رنجهای بسیاری را تحمل کرده است. او از بیمهری معشوقان گله دارد، اما در نهایت جانش را فدای عشق آنان میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و فداکاری ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۲۱۲ - خانه ام ویران شد از سودای خوبان عاقبت
خانه ام ویران شد از سودای خوبان عاقبت
گشت دل مدهوش و دل شیدای خوبان عاقبت ۱
هشت سر بر دوش من باری و باری می کشم
تا مگر اندازمش در پای خوبان عاقبت ۲
رأی آن دارم که خونم را بریزند اهل حسن
شد موافق رای من با رای خوبان عاقبت ۳
گر چه بی مهرند مهرویان به عشاق، ای رقیب
جان عاشق می شود مأوای خوبان عاقبت ۴
صبر و هوشم از سواد زلف جانان گشت کم
شد همین سود من از سودای خوبان عاقبت ۵
بارها گفتم که ندهم دل به خوبان، لیک دل
گشت از جان بنده و مولای خوبان عاقبت ۶
بر دل مجروح خسرو دلبران را نیست رحم
جان به زاری داد از سودای خوبان عاقبت ۷
گشت دل مدهوش و دل شیدای خوبان عاقبت ۱
هشت سر بر دوش من باری و باری می کشم
تا مگر اندازمش در پای خوبان عاقبت ۲
رأی آن دارم که خونم را بریزند اهل حسن
شد موافق رای من با رای خوبان عاقبت ۳
گر چه بی مهرند مهرویان به عشاق، ای رقیب
جان عاشق می شود مأوای خوبان عاقبت ۴
صبر و هوشم از سواد زلف جانان گشت کم
شد همین سود من از سودای خوبان عاقبت ۵
بارها گفتم که ندهم دل به خوبان، لیک دل
گشت از جان بنده و مولای خوبان عاقبت ۶
بر دل مجروح خسرو دلبران را نیست رحم
جان به زاری داد از سودای خوبان عاقبت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۱ - ساقیا، می ده که امروزم سر دیوانگی ست
گوهر بعدی:شماره ۲۱۳ - روزی از دست جفا آخر عنان بستانمت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.