هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، با مضامینی مانند عشق، دیوانگی، رندی، و مردانگی در عشق، به بیان احساسات شاعرانه و فلسفی میپردازد. شاعر از می و مستی، عشق و رنجهای آن، و بیاعتنایی به دنیا سخن میگوید و مفاهیمی مانند فداکاری در عشق و بیپروایی را ستایش میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند مینوشی و عشقهای پرشور ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا نامفهوم باشد.
شماره ۲۱۱ - ساقیا، می ده که امروزم سر دیوانگی ست
ساقیا، می ده که امروزم سر دیوانگی ست
جام پر گردان که مرگم در تهی پیمانگی ست ۱
من به رغبت جان دهم تا رحمت آری بر تنم
این عنایت در میان دوستان بیگانگی ست ۲
زاهدا، تعویذ خود ضایع مکن بر من، از آنک
عشق من ضایع نخواهد شد که دیو خانگی ست ۳
قصه های درد خوانم هر شبی با بخت خویش
وین همه بیداری من، زین دراز افسانگی ست ۴
بس که در زنجیر خونابم مسلسل شد سخن
هر غزل از دفتر من مایه دیوانگی ست ۵
شمع شیرینی چشیده ست، ار بسوزد باک نیست
لذت از آتش گرفتن مذهب پروانگی ست ۶
طعنه های دشمنان مشتاق را تاج سر است
نام رسوایی به کوی عاشقان فرزانگی ست ۷
نیست آن مردانگی کاندر غزا کافر کشی
در صف عشاق خود را کشتن از مردانگی ست ۸
خسروا، سلطان عشق، ار می کشد، یاری مخواه
زانکه معزول است عقل و صبر بی پروانگی ست ۹
جام پر گردان که مرگم در تهی پیمانگی ست ۱
من به رغبت جان دهم تا رحمت آری بر تنم
این عنایت در میان دوستان بیگانگی ست ۲
زاهدا، تعویذ خود ضایع مکن بر من، از آنک
عشق من ضایع نخواهد شد که دیو خانگی ست ۳
قصه های درد خوانم هر شبی با بخت خویش
وین همه بیداری من، زین دراز افسانگی ست ۴
بس که در زنجیر خونابم مسلسل شد سخن
هر غزل از دفتر من مایه دیوانگی ست ۵
شمع شیرینی چشیده ست، ار بسوزد باک نیست
لذت از آتش گرفتن مذهب پروانگی ست ۶
طعنه های دشمنان مشتاق را تاج سر است
نام رسوایی به کوی عاشقان فرزانگی ست ۷
نیست آن مردانگی کاندر غزا کافر کشی
در صف عشاق خود را کشتن از مردانگی ست ۸
خسروا، سلطان عشق، ار می کشد، یاری مخواه
زانکه معزول است عقل و صبر بی پروانگی ست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۰ - بس که زلف سرکشت در کار دلها در نشست
گوهر بعدی:شماره ۲۱۲ - خانه ام ویران شد از سودای خوبان عاقبت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.