هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از بی‌قراری، ناتوانی، و عشق شدید خود سخن می‌گوید و معشوق را با تشبیه‌هایی مانند خورشید، شاه، و جادوگر توصیف می‌کند. همچنین، از رنج‌های عشق و وفاداری بی‌قید و شرط خود می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'خون من می‌خور' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.

شماره ۲۱۴ - بی قرارم کرد زلف بی قرار کافرت

بی قرارم کرد زلف بی قرار کافرت
ناتوانم کرد چشم جادوی افسونگرت ۱

رگ برون آمد مرا از پوست در عشقت، مگوی
کز ز بهر آن خط مشکین بیاید مسطرت ۲

گر زنم جامه به نیل و یا شوم غرقه در آب
شادیم، زیرا تو خورشیدی و من نیلوفرت ۳

گر بر آیی بر سپهر و یا خرامی بر زمین
آفتاب کشورت خوانند و شاه لشکرت ۴

با چنان خونین لبی کاید همی زو بوی شیر
خون من می خور، حلال است آن چو شیر مادرت ۵

چشم من دور، ار بگویم مردم چشم منی
زانکه هر ساعت همی بینم بر آب دیگرت ۶

نوک مژگانت ز تیری می شکافد هر زمان
سینه ام بشکاف و بنگر، گر نباشد باورت ۷

سینه من بر مثال شانه گردد شاخ، شاخ
وه مبادا تار مویی کژ ببینم بر سرت ۸

مار زلفت حلقه حلقه در دل خسرو نشست
مردم، ار آگه نگردد غمزه جادوگرت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۱۳ - روزی از دست جفا آخر عنان بستانمت
گوهر بعدی:شماره ۲۱۵ - عاشق سوخته دل زنده به جانی دگر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.