هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و درد فراق سخن میگوید. شاعر از زلف یار، درد عشق، و اشتیاق به وصال میسراید و از رنجهای عاشقی و بیقراری یاد میکند. همچنین، به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل عاشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و فراق نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۲۲۴ - هر که را در سر زلف صنمی دسترسی است
هر که را در سر زلف صنمی دسترسی است
برود گر به سر ماه همان رشته بس است ۱
هیچ کس نیست که او را به جهان دردی نیست
وانکه دردیش نباشد به جهان هیچ کس است ۲
پخته شد در هوس دوست دلم بریانم
بجز این هر چه که پخت این دل بریان هوس است ۳
گلرخا، روی تو آن را که در آمد در چشم
هر که را گل به دو چشم آیدش او هم چو خس است ۴
عاشقان راست شب واپسی از روز حیات
زلف کز روی چو روزت قدری باز پس است ۵
زلف تو در دلم آمد، نفسم بسته بماند
زار می گریم و چندین گر هم در نفس است ۶
از لب خود شکری ده که ز حسرت خسرو
دست مالان و رخ آلوده به خون چون مگس است ۷
برود گر به سر ماه همان رشته بس است ۱
هیچ کس نیست که او را به جهان دردی نیست
وانکه دردیش نباشد به جهان هیچ کس است ۲
پخته شد در هوس دوست دلم بریانم
بجز این هر چه که پخت این دل بریان هوس است ۳
گلرخا، روی تو آن را که در آمد در چشم
هر که را گل به دو چشم آیدش او هم چو خس است ۴
عاشقان راست شب واپسی از روز حیات
زلف کز روی چو روزت قدری باز پس است ۵
زلف تو در دلم آمد، نفسم بسته بماند
زار می گریم و چندین گر هم در نفس است ۶
از لب خود شکری ده که ز حسرت خسرو
دست مالان و رخ آلوده به خون چون مگس است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۳ - کشته تیغ جفایت دل درویش من است
گوهر بعدی:شماره ۲۲۵ - یارب، اندر سر هر موی تو چندان چه خم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.