هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد فراق و عشق نافرجام سخن میگوید. شاعر از رنجهای عاطفی، جدایی از معشوق، و اندوههای درونی خود مینویسد و با تصاویری مانند مستی و دیوانگی، جانِ دردمند، و غمهای بیپایان، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کهن و تمثیلهای عرفانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
شماره ۲۲۸ - تا ندانی ز دلم یار برون خواهد رفت
تا ندانی ز دلم یار برون خواهد رفت
گر چه بر من ستم از شرح فزون خواهد رفت ۱
ترک من تاختن آورد برین جان خراب
جان که زین پیش نرفته ست، کنون خواهد رفت ۲
مست و دیوانه وش از خانه برون می آیی
باز تا بر سر بازار چه خون خواهد رفت ۳
مردمی کرد که می خواست بپرسم نامش
زانکه می دانم در دیده درون خواهد رفت ۴
سیر می بینم و من مردن خود می دانم
وه که از پیش دلم شکل تو چون خواهد رفت ۵
می کنم شکر غمت کوست مرا همره بس
جان دران روز که از سینه برون خواهد رفت ۶
خسروا، چند غزل خوانی تا غم برود
این نه دیوی ست که از سحر و فسون خواهد رفت ۷
گر چه بر من ستم از شرح فزون خواهد رفت ۱
ترک من تاختن آورد برین جان خراب
جان که زین پیش نرفته ست، کنون خواهد رفت ۲
مست و دیوانه وش از خانه برون می آیی
باز تا بر سر بازار چه خون خواهد رفت ۳
مردمی کرد که می خواست بپرسم نامش
زانکه می دانم در دیده درون خواهد رفت ۴
سیر می بینم و من مردن خود می دانم
وه که از پیش دلم شکل تو چون خواهد رفت ۵
می کنم شکر غمت کوست مرا همره بس
جان دران روز که از سینه برون خواهد رفت ۶
خسروا، چند غزل خوانی تا غم برود
این نه دیوی ست که از سحر و فسون خواهد رفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۷ - عشق با جان بهم از سینه برون خواهد رفت
گوهر بعدی:شماره ۲۲۹ - باز شب آمد و خواب از سر من بیرون رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.