هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد عشق، فراق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از دلتنگی، اسارت عشق، و ناامیدی از بهبودی مینالد و به دنبال پاسخ برای رهایی از این درد است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامناسب باشد. درک کامل این مفاهیم نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۲۷ - عشق با جان بهم از سینه برون خواهد رفت
عشق با جان بهم از سینه برون خواهد رفت
تا ندانی که به تعویذ و فسون خواهد رفت ۱
دل گرفتار و جگر خسته و تن زار هنوز
تا چه ها بر سر مسکین زبون خواهد رفت ۲
کافری بر سرم افتاد و دلم خود شده بود
نیم جانی که به جا بود، کنون خواهد رفت ۳
با توام دیده برافگند چو تو برگشتی
تا میان من و او باز چه خون خواهد رفت ۴
چند پویم به درت، وه که من گم شده را
جان درآمد شد کوی تو برون خواهد رفت ۵
چند خونابه خورم، هیچ گهی از دل من
یا رب، این سلسله غالیه گون خواهد رفت؟ ۶
چند گویی که فراموش کن او را، خسرو
آخر این روی نکو از دل چون خواهد رفت ۷
تا ندانی که به تعویذ و فسون خواهد رفت ۱
دل گرفتار و جگر خسته و تن زار هنوز
تا چه ها بر سر مسکین زبون خواهد رفت ۲
کافری بر سرم افتاد و دلم خود شده بود
نیم جانی که به جا بود، کنون خواهد رفت ۳
با توام دیده برافگند چو تو برگشتی
تا میان من و او باز چه خون خواهد رفت ۴
چند پویم به درت، وه که من گم شده را
جان درآمد شد کوی تو برون خواهد رفت ۵
چند خونابه خورم، هیچ گهی از دل من
یا رب، این سلسله غالیه گون خواهد رفت؟ ۶
چند گویی که فراموش کن او را، خسرو
آخر این روی نکو از دل چون خواهد رفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۶ - روزگاریست که در خاطرم آشوب و فلانست
گوهر بعدی:شماره ۲۲۸ - تا ندانی ز دلم یار برون خواهد رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.