هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه از خسرو دهلوی بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و جهان است. او از عشق، درد فراق، دیوانگی، مرگ و امید به دیدار دوباره سخن می‌گوید. شاعر خود را بنده عشق می‌داند و آرزو می‌کند که همچون سایه‌ای در اطراف معشوق بگردد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و دیوانگی نیاز به بلوغ ذهنی دارند.

شماره ۲۴۳ - سر آن قامت چون سرو روان خواهم گشت

سر آن قامت چون سرو روان خواهم گشت
خاک آن سلسله مشک فشان خواهم گشت ۱

دود دلهاست درین خانه مرا بو آمد
سگ کویم همه شب نعره زنان خواهم گشت ۲

سوخته چند کشم آه نهانی آخر
وه که دیوانه شده گرد جهان خواهم گشت ۳

وقت تست اکنون، ای دیده و وقت ما نیست
که من امشب به سر کوی فلان خواهم گشت ۴

بنده عشقم، آنان که درین غم مردند
تا زیم گرد سر تربتشان خواهم گشت ۵

آخر این عمر گرامی ست که بر می گذرد
وعده تا کی نه دگر بار جوان خواهم گشت ۶

من بدین دیده گهی سیر ترا خواهم دید؟
تا کی آخر به درت دیدکنان خواهم گشت ۷

حد خسرو، اگر اینست که پیشت میرد
جان چه باشد که ز بهرت من ازان خواهم گشت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۲ - ستمی کز تو کشد مرد، ستم نتوان گفت
گوهر بعدی:شماره ۲۴۴ - خبری ده به من، ای باد که جانان چونست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.