خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و ستایش معشوق سخن می‌گوید و مفاهیمی مانند عشق، فداکاری، عدالت، و تسلیم در برابر معشوق را بیان می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم دینی و اخلاقی مانند توبه و انصاف دارد.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و دینی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۴۲ - ستمی کز تو کشد مرد، ستم نتوان گفت

ستمی کز تو کشد مرد، ستم نتوان گفت
نام بیداد تو جز لطف و کرم نتوان گفت ۱

آرزوی تو ز روی دگران کم نشود
حاجت کعبه به دیدار حرم نتوان گفت ۲

حسن تو خانه برانداز مسلمانانست
ناز هم یارب و زنهار که کم نتوان گفت ۳

تا چه سرهای عزیزان به درت خاک شده ست
وه که آن خاک قدم خاک قدم نتوان گفت ۴

رشکم آید که برم نام تو پیش دگران
ذکر انصاف تو در پیش تو هم نتوان گفت ۵

چون منی باید تا باورش آید غم من
تو که دیوانه و مستی به تو غم نتوان گفت ۶

سخن توبه و آنگه ز جمال خوبان
به که دادند سر زیر علم نتوان گفت ۷

غاریی از پی دین برهمنی را می کشت
گفت از بهر سری ترک صنم نتوان گفت ۸

خسروا گر کشدت یار، مگو کاین ستم است
عدل خوبان را به بیهوده ستم نتوان گفت ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۱ - در سرم تا ز سر زلف تو سودایی هست
گوهر بعدی:شماره ۲۴۳ - سر آن قامت چون سرو روان خواهم گشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.