هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشقی است که از جفا و بیتوجهی معشوق خود رنج میبرد. شاعر احساس میکند که همه به معشوق نزدیک شده‌اند جز او، و با وجود فداکاری‌هایش، مورد بی‌مهری قرار گرفته است. او از ناعادلانه بودن این وضعیت شکایت دارد و احساس می‌کند که بختش یاری نمی‌کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که حتی اگر زندگی خود را نیز فدا کند، باز هم ارزشی در نظر معشوق ندارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند جفا و ناامیدی ممکن است برای سنین پایین‌تر سنگین باشد.

شماره ۲۷۶ - نیست دلی کاندرو داغ جفای تو نیست

نیست دلی کاندرو داغ جفای تو نیست
کیست که اندر سرش باد هوای تو نیست ۱

دل که ز جان خواسته ست بهر تو بیگانه وار
با همه مردانگی مرد جفای تو نیست ۲

خشم کنی بی گناه، بر شکنی بی سبب
کوری بخت منست، ورنه خطای تو نیست ۳

بر در تو هر کسی خاص شد، الا که من
هیچ کسان را مگر ره به سرای تو نیست ۴

صبر به امید وصل بر در دل شسته بود
هجر درون رفت و گفت، خیز که جای تو نیست ۵

گفتی، اگر می خری، نقد حیاتم بهاست
گر همه تا محشر است نیم بهای تو نیست ۶

خسرو اگر سوخته ست، نی ز پی دیگری ست
سوخته تر باد ازین، گر ز برای تو نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۷۵ - خوش بود آن بیدلی کز غم امانیش نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۷۷ - در چمن جان من سرو خرامان یکی ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.