هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، سردرگمی و درد دل شاعر سخن میگوید. شاعر از ندانستن حال دل یار، از دست دادن او، درد عشق و ابهام در احساسات خود و یارش مینالد. همچنین به مستی و خوابآلودگی یار اشاره میکند و از رازهای ناگفته دل او سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات مانند مستی و ابهامات عاطفی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۷۸ - آنکه مزاج دلش باز ندانم که چیست
آنکه مزاج دلش باز ندانم که چیست
رفتن او کشتن است، باز ندانم که چیست ۱
این منم از پشت کوژ چنگ حریفان عشق
زار بنالم، ولی خار ندانم که چیست ۲
مست شبانه است یار خواب خماری به سر
بوی لبش از می است، گاز ندانم که چیست ۳
یار بهانه طلب با من شوریده بخت
نیست بدانسان که بود باز ندانم که چیست ۴
خسرو مسکین ازو شهره هر کوی شد
وان دل او را هنوز راز ندانم که چیست ۵
رفتن او کشتن است، باز ندانم که چیست ۱
این منم از پشت کوژ چنگ حریفان عشق
زار بنالم، ولی خار ندانم که چیست ۲
مست شبانه است یار خواب خماری به سر
بوی لبش از می است، گاز ندانم که چیست ۳
یار بهانه طلب با من شوریده بخت
نیست بدانسان که بود باز ندانم که چیست ۴
خسرو مسکین ازو شهره هر کوی شد
وان دل او را هنوز راز ندانم که چیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۷ - در چمن جان من سرو خرامان یکی ست
گوهر بعدی:شماره ۲۷۹ - درد دلم را طبیب چاره ندانست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.