خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و جذابیتهای اوست. شاعر از ناشکیبایی خود در فراق معشوق میگوید و زیباییهای او را توصیف میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند فنا و امید دارد.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات شعر نیاز به دانش ادبی و بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۸۷ - بیرون میاز پرده که ما را شکیب نیست
بیرون میاز پرده که ما را شکیب نیست
اینک بلند گفتمت، از کس حجیب نیست ۱
تا پای در رکاب لطافت نهاده ای
اشکم کدام روز که پا در رکیب نیست ۲
پیش رخت که بر ورق لاله خط کشید
گر دفتر گل است که هم در حسیب نیست ۳
دل با رخت چگونه نگردد فریفته؟
از صورت تو چیست که آن دلفریب نیست؟ ۴
چون دل ز دست رفت که راه امید بود
بر چشم تست دیگر و بر کس عتیب نیست ۵
میلی نمی کند سوی خسرو چو آب خضر
با آنکه میل آب جز اندر نشیب نیست ۶
اینک بلند گفتمت، از کس حجیب نیست ۱
تا پای در رکاب لطافت نهاده ای
اشکم کدام روز که پا در رکیب نیست ۲
پیش رخت که بر ورق لاله خط کشید
گر دفتر گل است که هم در حسیب نیست ۳
دل با رخت چگونه نگردد فریفته؟
از صورت تو چیست که آن دلفریب نیست؟ ۴
چون دل ز دست رفت که راه امید بود
بر چشم تست دیگر و بر کس عتیب نیست ۵
میلی نمی کند سوی خسرو چو آب خضر
با آنکه میل آب جز اندر نشیب نیست ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۶ - بیدار شو، دلا، که جهان جای خواب نیست
گوهر بعدی:شماره ۲۸۸ - مست ترا به هیچ میی احتیاج نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.