هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ است که در آن شاعر از عشق، زیبایی معشوق، بیدلی، و مستی سخن میگوید. او از درد عشق، جذبههای معشوق، و حالات روحی خود در این مسیر میسراید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین برخی اشارات به مستی و عشق زمینی دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۳۰۰ - زلف به ظلم گر چه جهانی فرو گرفت
زلف به ظلم گر چه جهانی فرو گرفت
نتوان همه جهان به یکی تار مو گرفت ۱
در ماهتاب دوش خرامان همی شدی
ماهت بدید و چادر شب پیش رو گرفت ۲
من چون کنم که روی دگر خوش نمی کند
این چشم رو سیه که به روی تو خو گرفت ۳
وقتی زبان طعن گشادم به بیدلی
اینک دل خراب مرا حق او گرفت ۴
بوسیدم آن لب و ز شکر می ماند سخن
یعنی بخواهد این نمکم در گلو گرفت ۵
ساقی، بیار می که چنان سوخت دل ز عشق
کز سوز این کباب همه خانه بو گرفت ۶
ای پرده پوش قصه من، بگذر از سرم
کاین سرگذشت من همه بازار و کو گرفت ۷
بس پارسا که از هوس شاهدان مست
در میکده در آمد و بر سر سبو گرفت ۸
جان برده بود خسرو مسکین ز نیکوان
عشق تو ناگهانش در آمد، فرو گرفت ۹
نتوان همه جهان به یکی تار مو گرفت ۱
در ماهتاب دوش خرامان همی شدی
ماهت بدید و چادر شب پیش رو گرفت ۲
من چون کنم که روی دگر خوش نمی کند
این چشم رو سیه که به روی تو خو گرفت ۳
وقتی زبان طعن گشادم به بیدلی
اینک دل خراب مرا حق او گرفت ۴
بوسیدم آن لب و ز شکر می ماند سخن
یعنی بخواهد این نمکم در گلو گرفت ۵
ساقی، بیار می که چنان سوخت دل ز عشق
کز سوز این کباب همه خانه بو گرفت ۶
ای پرده پوش قصه من، بگذر از سرم
کاین سرگذشت من همه بازار و کو گرفت ۷
بس پارسا که از هوس شاهدان مست
در میکده در آمد و بر سر سبو گرفت ۸
جان برده بود خسرو مسکین ز نیکوان
عشق تو ناگهانش در آمد، فرو گرفت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۹ - چشمت به عشوه جان دو صد ناتوان گرفت
گوهر بعدی:شماره ۳۰۱ - امشب که چشم من به ته پای او بخفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.