هوش مصنوعی: این متن شعری است که از غم و هجران، عشق و زیبایی معشوق، و مفاهیم طبیعت مانند آب و آفتاب سخن می‌گوید. شاعر از درد دوری و تأثیرات عاطفی آن بر جان و دل خود می‌نالد و از زیبایی لب معشوق و تأثیرات آن بر زندگی خود یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استعاره‌های شاعرانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و ادبی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از مفاهیم برای خوانندگان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۳۲۲ - رخت ولایت چشم پر آب را بگرفت

رخت ولایت چشم پر آب را بگرفت
غمت درونه جان خراب را بگرفت ۱

چگونه خواب برد دیده را ز هجرانش
چنین که خون جگر جای آب را بگرفت ۲

گرفت خط لب چون آب زندگانی او
بسان سبزه که لبهای آب را بگرفت ۳

سؤال کردم بوسی از آن لب چو شکر
سخن در آمد و راه جواب را بگرفت ۴

ز غیرت رخ او آفتاب خواست ز چرخ
فرو فتد، که ذنب آفتاب را بگرفت ۵

رواست گر بزند خیمه بر فلک خسرو
که آن کمند چو مشکین طناب را بگرفت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۲۱ - ز خون دل که به رخسار ماجرای من است
گوهر بعدی:شماره ۳۲۳ - مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.