هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و جفای معشوق شکایت میکند و به بیان دردها و رنجهای عاشقانه میپردازد. شاعر از بیوفایی و شوخیهای معشوق گلایه کرده و از تأثیرات عمیق این عشق بر جان خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و گلایههایی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۳۳ - کدام سنگدلت شیوه جفا آموخت
کدام سنگدلت شیوه جفا آموخت
که ناز و شوخیت از بهر جان ما آموخت ۱
کتاب صبر همان روز، من فرو شستم
که خوبی تو ترا تخته جفا آموخت ۲
فلک نگر که چه خط کرد بر جریده حسن
جفا درست و وفاداریت خطا آموخت ۳
جراحت جگر خستگان چه می پرسی؟
ز غمزه پرس که این شوخی از کجا آموخت ۴
دلی نماند که از تن نبردیش عمدا
معلم تو که بوده ست، کاین دعا آموخت؟ ۵
ز من که عاشق و مستم صلاح کار مجوی
چه جای زرگری آن را که کیمیا آموخت ۶
چه روز بود که آمد خیال تو در چشم؟
که غرق کرد مرا و خود آشنا آموخت ۷
دل رقیب نسوزد ز آه من، چه کنم؟
نمی توان سگ دیوانه را وفا آموخت ۸
نیافت خسرو گمگشته خویش را، با آنک
ز گرد نامه تو خط والضحی آموخت ۹
که ناز و شوخیت از بهر جان ما آموخت ۱
کتاب صبر همان روز، من فرو شستم
که خوبی تو ترا تخته جفا آموخت ۲
فلک نگر که چه خط کرد بر جریده حسن
جفا درست و وفاداریت خطا آموخت ۳
جراحت جگر خستگان چه می پرسی؟
ز غمزه پرس که این شوخی از کجا آموخت ۴
دلی نماند که از تن نبردیش عمدا
معلم تو که بوده ست، کاین دعا آموخت؟ ۵
ز من که عاشق و مستم صلاح کار مجوی
چه جای زرگری آن را که کیمیا آموخت ۶
چه روز بود که آمد خیال تو در چشم؟
که غرق کرد مرا و خود آشنا آموخت ۷
دل رقیب نسوزد ز آه من، چه کنم؟
نمی توان سگ دیوانه را وفا آموخت ۸
نیافت خسرو گمگشته خویش را، با آنک
ز گرد نامه تو خط والضحی آموخت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۲ - بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۳۴ - سپیده دم که زمانه ز رخ نقاب انداخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.