هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از زیبایی معشوق و تأثیر عمیق عشق بر خود سخن میگوید. او از تشبیههای زیبا مانند مقایسه زلف معشوق با رشتهای که آفتاب به آن آویزان است و یا دلش را به قندیل سوختهای تشبیه میکند که به محراب ابروان معشوق آویخته شده، استفاده کرده است. همچنین، شاعر از درد فراق و جدایی و تأثیر آن بر روح و روان خود مینویسد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از تشبیهها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۳۶ - رخ تو رشته زلف از برای آن آویخت
رخ تو رشته زلف از برای آن آویخت
که آفتاب بدان رشته می توان آویخت ۱
روان شدی و مرا از میان همچون موی
به آشکار ببستی و در نهان آویخت ۲
چه کرد پیش رخت گل که گل فروش او را
به دست خود به گلو بسته ریسمان آویخت ۳
دلم چو رشته قندیل از آتش رخ خویش
بسوختی و به محراب ابروان آویخت ۴
بماند تا به قیامت به موی آویزان
کسی که یک سر مویی در آن میان آویخت ۵
عنان گشاده به دنباله تو آب دو چشم
دو دسته مردمک دیده در عنان آویخت ۶
دلم ز دیده برون شد، بماند در مژگان
گزیر کرد ز باران به ناودان آویخت ۷
ز چشم و ابروی او گوشه گیر شو، خسرو
ز ترک مست حذر به چو در کمان آویخت ۸
که آفتاب بدان رشته می توان آویخت ۱
روان شدی و مرا از میان همچون موی
به آشکار ببستی و در نهان آویخت ۲
چه کرد پیش رخت گل که گل فروش او را
به دست خود به گلو بسته ریسمان آویخت ۳
دلم چو رشته قندیل از آتش رخ خویش
بسوختی و به محراب ابروان آویخت ۴
بماند تا به قیامت به موی آویزان
کسی که یک سر مویی در آن میان آویخت ۵
عنان گشاده به دنباله تو آب دو چشم
دو دسته مردمک دیده در عنان آویخت ۶
دلم ز دیده برون شد، بماند در مژگان
گزیر کرد ز باران به ناودان آویخت ۷
ز چشم و ابروی او گوشه گیر شو، خسرو
ز ترک مست حذر به چو در کمان آویخت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۵ - چه تیر بود که چشم تو ناگهان انداخت؟
گوهر بعدی:شماره ۳۳۷ - کجاست دل که غمت را نهان تواند داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.