هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از حافظ، عشق و دلبستگی شاعر به معشوق را بیان میکند. شاعر معشوق را مانند آفتاب روشنگر زندگی خود میداند و از درد فراق و عشق سوزان خود میگوید. او خود را همچون بتپرستی توصیف میکند که دل به معشوق سپرده است و از سوختن در آتش عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای به کار رفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد.
شماره ۳۵۵ - هر که در پیش چشم روشن ماست
هر که در پیش چشم روشن ماست
گوییا آفت دل و تن ماست ۱
چشم ما گر نمی شود، ماناک
آن همان آفتاب روشن ماست ۲
لاله ها می دمد ز خون دو چشم
گرد من آن بهار و گلشن ماست ۳
غمزه زن جان من و گر میرم
غم مخور خون ما به گردن ماست ۴
ما چو هندوی سومنات به عشق
بت پرستیم و دل برهمن ماست ۵
گفتم از مهر سوخت خسرو، گفت
چند ازین ذره ها به روزن ماست ۶
گوییا آفت دل و تن ماست ۱
چشم ما گر نمی شود، ماناک
آن همان آفتاب روشن ماست ۲
لاله ها می دمد ز خون دو چشم
گرد من آن بهار و گلشن ماست ۳
غمزه زن جان من و گر میرم
غم مخور خون ما به گردن ماست ۴
ما چو هندوی سومنات به عشق
بت پرستیم و دل برهمن ماست ۵
گفتم از مهر سوخت خسرو، گفت
چند ازین ذره ها به روزن ماست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۴ - موی را نیست این میان که تراست
گوهر بعدی:شماره ۳۵۶ - عشق اگر چه نشان بخت بد است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.