هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش معشوق میپردازد و از زیبایی و کمال او سخن میگوید. همچنین، شاعر از غم و اندوه درونی خود میگوید که در حضور معشوق از بین میرود. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که جان او را از غم نجات دهد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۶۱ - روی نیکوی تو ز مه کم نیست
روی نیکوی تو ز مه کم نیست
جز ترا نیکویی مسلم نیست ۱
دهنت ذره و کم از ذره است
رخ ز خورشید ذره ای کم نیست ۲
بی دهانی و ملک خوبی را
چون سلیمان شدی که خاتم نیست ۳
نسبتی هست در دهان تو، لیک
در میان تو نسبتی هم نیست ۴
چشم من خاک جسم من تر کرد
گر چه یک قطره هم در او نم نیست ۵
گر جهانی غم است در دل من
چون تو اندر دل منی غم نیست ۶
تازه کن جان خسرو از غم خویش
کاین جراحت سزای مرهم نیست ۷
جز ترا نیکویی مسلم نیست ۱
دهنت ذره و کم از ذره است
رخ ز خورشید ذره ای کم نیست ۲
بی دهانی و ملک خوبی را
چون سلیمان شدی که خاتم نیست ۳
نسبتی هست در دهان تو، لیک
در میان تو نسبتی هم نیست ۴
چشم من خاک جسم من تر کرد
گر چه یک قطره هم در او نم نیست ۵
گر جهانی غم است در دل من
چون تو اندر دل منی غم نیست ۶
تازه کن جان خسرو از غم خویش
کاین جراحت سزای مرهم نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۰ - تن پاکت که زیر پیرهن است
گوهر بعدی:شماره ۳۶۲ - سرو را با قد تو هستی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.