خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از خسرو دهلوی، به بیان رابطه عمیق میان عاشق و معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند پیراهن و تن، به وحدت وجود و پیوند ناگسستنی میان جانها اشاره میکند. او از غم عشق، وفاداری و یادگارهای معشوق سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۳۶۰ - تن پاکت که زیر پیرهن است
تن پاکت که زیر پیرهن است
وحده لاشریک له، چه تن است ۱
هست پیراهنت چو قطره آب
که تنک گشته بر گل و سمن است ۲
با خودم کش درون پیراهن
که تو جانی و جان من بدن است ۳
تازیم، در غم تو جامه درم
وز پس مرگ نوبت کفن است ۴
دل بسی برده ای، نکو بشناس
آنکه خسته ترست از آن من است ۵
اندر آی و میان جان بنشین
که تو جانی و جان ترا بدن است ۶
گفته ای، ترک تو نخواهم گفت
ترک من گو چه جای این سخن است ۷
دهن تنگ را حدیث فراخ
چون همی گویی، آخر این چه فن است ۸
دل خسرو خوش است با تنگی
که مرا یادگار ازان دهن است ۹
وحده لاشریک له، چه تن است ۱
هست پیراهنت چو قطره آب
که تنک گشته بر گل و سمن است ۲
با خودم کش درون پیراهن
که تو جانی و جان من بدن است ۳
تازیم، در غم تو جامه درم
وز پس مرگ نوبت کفن است ۴
دل بسی برده ای، نکو بشناس
آنکه خسته ترست از آن من است ۵
اندر آی و میان جان بنشین
که تو جانی و جان ترا بدن است ۶
گفته ای، ترک تو نخواهم گفت
ترک من گو چه جای این سخن است ۷
دهن تنگ را حدیث فراخ
چون همی گویی، آخر این چه فن است ۸
دل خسرو خوش است با تنگی
که مرا یادگار ازان دهن است ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۹ - رخ تو نور دیده قمر است
گوهر بعدی:شماره ۳۶۱ - روی نیکوی تو ز مه کم نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.