هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از بیدل، بیانگر جستجوی شاعر برای یافتن معشوق و آرامش در عشق است. او از درد فراق و بیقراری دل عاشق میگوید و امید به یافتن وصال را دارد. همچنین، اشارهای به نقش دعا و تسلیم در رسیدن به آرزوها میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۹۲ - یک سخن گر من ازان جان و جهان خواهم یافت
یک سخن گر من ازان جان و جهان خواهم یافت
ره سوی آرزوی خویش بدان خواهم یافت ۱
گر به گرد قد زیباش نگردم، چه کنم؟
در کدامین چمن آن سرو روان خواهم یافت؟ ۲
جان عاشق، اگر از بهر رخ زیبا راست
من کدامین رخ زیبا به ازان خواهم یافت؟ ۳
دل برفت از من و یارب که گهی خواهد بود
که ازان گم شده خویش نشان خواهم یافت؟ ۴
بیدل و غمزده ام کیست که دل خواهد داد
عاشق و سوخته ام از که ضمان خواهم یافت؟ ۵
عشق ازین گونه که بیش است به دل تا جان هست
نه همانا که ازین فتنه امان خواهم یافت ۶
از گله پا به گلم ده که من بدخو را
روزی از دیده اغیار نهان خواهم یافت ۷
ای که گفتی به دعا آرزوی خویش بیاب
باری آنچ آرزویم هست همان خواهم یافت ۸
ساقیا، جان عزیز است بهای رطلت
دفع غم را بخرم، گر چه گران خواهم یافت ۹
ره سوی آرزوی خویش بدان خواهم یافت ۱
گر به گرد قد زیباش نگردم، چه کنم؟
در کدامین چمن آن سرو روان خواهم یافت؟ ۲
جان عاشق، اگر از بهر رخ زیبا راست
من کدامین رخ زیبا به ازان خواهم یافت؟ ۳
دل برفت از من و یارب که گهی خواهد بود
که ازان گم شده خویش نشان خواهم یافت؟ ۴
بیدل و غمزده ام کیست که دل خواهد داد
عاشق و سوخته ام از که ضمان خواهم یافت؟ ۵
عشق ازین گونه که بیش است به دل تا جان هست
نه همانا که ازین فتنه امان خواهم یافت ۶
از گله پا به گلم ده که من بدخو را
روزی از دیده اغیار نهان خواهم یافت ۷
ای که گفتی به دعا آرزوی خویش بیاب
باری آنچ آرزویم هست همان خواهم یافت ۸
ساقیا، جان عزیز است بهای رطلت
دفع غم را بخرم، گر چه گران خواهم یافت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۵۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۱ - خنده هرگز دهنی همچو دهان تو نیافت
گوهر بعدی:شماره ۳۹۳ - یا رب، آن زلف تو هیچ اشکنه بی دل هست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.