خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن بر اهمیت نوشیدن شراب و لذتهای زودگذر زندگی تأکید دارد، در حالی که از دنیا و ملک و قدرت به عنوان چیزهای بیارزش یاد میکند. شاعر از عشق و غم خود میگوید و بیان میکند که در نهایت همه چیز ناچیز و بیارزش است. او به دنبال همدمی جز شراب و مطرب نیست و دنیا را در مقابل همت خود هیچ میپندارد.
این متن حاوی مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای مکرر به شراب و مستی ممکن است برای افراد زیر 18 سال مناسب نباشد. مضامین غم و اندوه و نگاه فلسفی به زندگی نیز نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۰۸ - به غیر جام دمادم مجوی همدم هیچ
به غیر جام دمادم مجوی همدم هیچ
به جز صراحی و مطرب مخواه تو هم هیچ ۱
بیار و باده نوشین روان بنوش که هست
به جنب جام می لعل ملکت جم هیچ ۲
مجوی هیچ که دنیا طفیل همت اوست
که پیش همت او هست ملک عالم هیچ ۳
غم است حاصلم از عمر و من بدین شادم
که گر چه هست غمم، نیست از غمم غم هیچ ۴
غمم به خاک فرو زد و نیست غمخوارم
دمم به کام فرو رفت و نیست همدم هیچ ۵
دلم ز عشق تو شد ذره ای و آن هم خون
تنم ز مهر تو شد سایه ای و آن هم هیچ ۶
تنم چو موی پر از تاب و پیچ و در وی خم
ولی میان تو یک مو و اندر آن خم هیچ ۷
از آن دوای دل خسته در جهان تنگ است
که نیستش به جز از پسته تو مرهم هیچ ۸
دم از جهان چه زنی، همدمی طلب، خسرو
به حکم آنکه جهان یکدم است و آن هم هیچ ۹
به جز صراحی و مطرب مخواه تو هم هیچ ۱
بیار و باده نوشین روان بنوش که هست
به جنب جام می لعل ملکت جم هیچ ۲
مجوی هیچ که دنیا طفیل همت اوست
که پیش همت او هست ملک عالم هیچ ۳
غم است حاصلم از عمر و من بدین شادم
که گر چه هست غمم، نیست از غمم غم هیچ ۴
غمم به خاک فرو زد و نیست غمخوارم
دمم به کام فرو رفت و نیست همدم هیچ ۵
دلم ز عشق تو شد ذره ای و آن هم خون
تنم ز مهر تو شد سایه ای و آن هم هیچ ۶
تنم چو موی پر از تاب و پیچ و در وی خم
ولی میان تو یک مو و اندر آن خم هیچ ۷
از آن دوای دل خسته در جهان تنگ است
که نیستش به جز از پسته تو مرهم هیچ ۸
دم از جهان چه زنی، همدمی طلب، خسرو
به حکم آنکه جهان یکدم است و آن هم هیچ ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۷ - توانگری به دل است، ای گدای با صد گنج
گوهر بعدی:شماره ۴۰۹ - ای دستت از نگار سفید و سیاه و سرخ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.