هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، احساسات شاعر را نسبت به معشوق و دردهای عشق بیان میکند. شاعر از بوی خوش معشوق، آرزوی دیدار او، و رنجهای عشق سخن میگوید. همچنین، او از زندگی بدون معشوق به عنوان امری دشوار یاد میکند و مرگ را در این شرایط آسان میپندارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات مانند «مردن آسان شد مرا» ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۴۱۲ - ندانم تا چه باد است این که از گلزار می آید
ندانم تا چه باد است این که از گلزار می آید
کزو بوی خوش گیسوی آن دلدار می آید ۱
بیا ساقی و پیش از مردنم می ده، که جان از تن
به استقبال خواهد شد که بوی یار می آید ۲
مگر بیدار شد بختم که آن رویی که در خوابم
نبود امید، پیش دیده بیدار می آید ۳
زباده خونبهای خویش می نوشم که باز از وی
مرا در سینه غمهای کهن در کار می آید ۴
بلا گر بر سرم بسیار آید، زان نمی ترسم
بلا این است کاو اندر دلم بسیار می آید ۵
چو تو با دیگرانی، مردن آسان شد مرا، زیرا
به جان دیگرانم زیستن دشوار می آید ۶
به یاد پایت از مژگان همی روبد رهت خسرو
ندارد آگهی، ار دیده خود بر خار می آید ۷
کزو بوی خوش گیسوی آن دلدار می آید ۱
بیا ساقی و پیش از مردنم می ده، که جان از تن
به استقبال خواهد شد که بوی یار می آید ۲
مگر بیدار شد بختم که آن رویی که در خوابم
نبود امید، پیش دیده بیدار می آید ۳
زباده خونبهای خویش می نوشم که باز از وی
مرا در سینه غمهای کهن در کار می آید ۴
بلا گر بر سرم بسیار آید، زان نمی ترسم
بلا این است کاو اندر دلم بسیار می آید ۵
چو تو با دیگرانی، مردن آسان شد مرا، زیرا
به جان دیگرانم زیستن دشوار می آید ۶
به یاد پایت از مژگان همی روبد رهت خسرو
ندارد آگهی، ار دیده خود بر خار می آید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۱ - شد از عشقت دلم خون و جگر افگار و جان بر باد
گوهر بعدی:شماره ۴۱۳ - نگارم در گلستان رفت و خارم پیش می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.