هوش مصنوعی:
شاعر از درد هجران و رنجهای عاشقانه مینالد و بیان میکند که رقیب به جای مهربانی، دشمنی پیشه کرده است. او از غمهای جهان و مصیبتهای پی در پی شکایت دارد و به خواننده توصیه میکند که در برابر ناملایمات صبور باشد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاشقانه و غمانگیز است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۴۱۳ - نگارم در گلستان رفت و خارم پیش می آید
نگارم در گلستان رفت و خارم پیش می آید
ز خارا هم کنون بر من هزاران نیش می آید ۱
رقیبت مهربانی هشت و ما را دشمن جان شد
دلم را، ای پسر، بنگر، چه محنت پیش می آید؟ ۲
بلا و محنت هجران، چه حال است این که پیوسته
نصیب جان مجروح من درویش می آید ۳
ز بیگانه نمی نالم، مرا معلوم شد، ای مه
که غمهای جهان یکسر مرا از خویش می آید ۴
منال ز جور و محنتها، خموش و دم مزن خسرو
که بر بی صبر در عالم مصیبت بیش می آید ۵
ز خارا هم کنون بر من هزاران نیش می آید ۱
رقیبت مهربانی هشت و ما را دشمن جان شد
دلم را، ای پسر، بنگر، چه محنت پیش می آید؟ ۲
بلا و محنت هجران، چه حال است این که پیوسته
نصیب جان مجروح من درویش می آید ۳
ز بیگانه نمی نالم، مرا معلوم شد، ای مه
که غمهای جهان یکسر مرا از خویش می آید ۴
منال ز جور و محنتها، خموش و دم مزن خسرو
که بر بی صبر در عالم مصیبت بیش می آید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۲ - ندانم تا چه باد است این که از گلزار می آید
گوهر بعدی:شماره ۴۱۴ - صبا می جنبد و آن مست ما را خواب می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.