هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد عشق و جدایی می‌نالد و از اشک‌ها و رنج‌هایش سخن می‌گوید. او از ناامیدی و امیدواری همزمان، سوختن در آتش عشق و آرزوی دیدار معشوق می‌گوید. همچنین، به تنهایی و بی‌کسی خود اشاره کرده و ابراز می‌کند که حتی اگر کسی همدردی کند، باور نمی‌کند مگر اینکه واقعاً غم را دیده باشد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده‌ای است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق، ناامیدی و تنهایی نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد تا به درستی درک شود.

شماره ۴۵۲ - به روی چون گلت هر گه که این چشم ترم افتد

به روی چون گلت هر گه که این چشم ترم افتد
همه شب تا سحر خار و خسک در بسترم افتد ۱

مرا هم چشم من کشته است و هست اینها همه از من
که لعلی دم به دم زین دیده پر گوهرم افتد ۲

ز گریه زیر دیوار تو هم غمناک و هم شادم
غم آن کافتد و شادی آن کان بر سرم افتد ۳

چه سوزی هر دمم، یکباره سوز و هم به بادم ده
که ترسم شعله افتد هر کجا خاکسترم افتد ۴

چو نیلوفر کبودم شد رخ از کرب و محالست این
که روزی تاب آن خورشید بر نیلوفرم افتد ۵

نگشتی نالش کس باورم و اکنون که غم دیدم
به تزویر ار کسی نالش کند هم باورم افتد ۶

بدینسان، خسروا، چون زنده مانم، وه که گر روزی
نبینم ناگهش، سودای روز دیگرم افتد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۵۱ - میا غمزه زنان بیرون که هویی در جهان افتد
گوهر بعدی:شماره ۴۵۳ - چو زلفش فتنه شد بر جان، دلم آباد کی ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.