هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان دردها و رنجهای عاشقانه میپردازد. شاعر از غم هجران، ویرانی دل، و از دست دادن عقل در برابر عشق سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند ملامت بیهوده، آزادی در بلا، و نابودی در اثر خیال اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد هجران و از دست دادن عقل ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۴۵۳ - چو زلفش فتنه شد بر جان، دلم آباد کی ماند
چو زلفش فتنه شد بر جان، دلم آباد کی ماند
غم هجران ز حد بیرون، درونم شاد کی ماند ۱
مکن عیب، ار بنالد جان چو نقد تن همه بردی
کسی کش خانه غارت گشت بی فریاد کی ماند ۲
ملامت بیهده ست آزادگان را بر سر کویت
کسی کان روی بیند از بلا آزاد کی ماند ۳
دلی داری که دردی نازموده ست از بلا هرگز
من ار چه درد خود گویم، بران دل یاد کی ماند ۴
خرابی هاست بر جان من از دست خیال تو
چو سلطان تیغ کین برداشت، ملک آباد کی ماند ۵
در آن دم کز کرشمه ناز در سر می کند شیرین
صبوری در دل شوریده فرهاد کی ماند ۶
به قلاشی و رسوایی چه جای طعن بر خسرو؟
چو عشق افتاد در سر، عقل را بنیاد کی ماند ۷
غم هجران ز حد بیرون، درونم شاد کی ماند ۱
مکن عیب، ار بنالد جان چو نقد تن همه بردی
کسی کش خانه غارت گشت بی فریاد کی ماند ۲
ملامت بیهده ست آزادگان را بر سر کویت
کسی کان روی بیند از بلا آزاد کی ماند ۳
دلی داری که دردی نازموده ست از بلا هرگز
من ار چه درد خود گویم، بران دل یاد کی ماند ۴
خرابی هاست بر جان من از دست خیال تو
چو سلطان تیغ کین برداشت، ملک آباد کی ماند ۵
در آن دم کز کرشمه ناز در سر می کند شیرین
صبوری در دل شوریده فرهاد کی ماند ۶
به قلاشی و رسوایی چه جای طعن بر خسرو؟
چو عشق افتاد در سر، عقل را بنیاد کی ماند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۲ - به روی چون گلت هر گه که این چشم ترم افتد
گوهر بعدی:شماره ۴۵۴ - مهش گویم، و لیکن مه سخن گفتن نمی داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.