هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا بیانگر احساسات شدید عاشقانه و انتظار برای رسیدن معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، حالات روحی خود را در انتظار یار توصیف میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۷۱ - دل باز به جوش آمد، جانان که می آید
دل باز به جوش آمد، جانان که می آید
بیمار به هوش آمد، درمان که می آید ۱
وه جان کسان هر سو، صد قلب روان از پس
خوانیش چنین لشکر، سلطان که می آید ۲
ای دل، تو نمی گفتی کاینک ز پی مردن
اسباب مهیا کن آن جان که می آید ۳
زان خال و خط مشکین با جمله بلا دیدم
این آیت رحمت بین در شان که می آید ۴
ای ترک، مگو آخر بهر دل مسکینی
کز سوی تو بر جانم پیکان که می آید ۵
خود نامه خویش آورد از بهر قصاص من
سر خاک ره قاصد فرمان که می آید ۶
سیل مژه را رخنه انباشه شد، یارب
کان آب به چشم من تازان که می آید ۷
خسرو به رهش باری قربان شد و بریان هم
تا باز ببین کان هم مهمان که می آید ۸
بیمار به هوش آمد، درمان که می آید ۱
وه جان کسان هر سو، صد قلب روان از پس
خوانیش چنین لشکر، سلطان که می آید ۲
ای دل، تو نمی گفتی کاینک ز پی مردن
اسباب مهیا کن آن جان که می آید ۳
زان خال و خط مشکین با جمله بلا دیدم
این آیت رحمت بین در شان که می آید ۴
ای ترک، مگو آخر بهر دل مسکینی
کز سوی تو بر جانم پیکان که می آید ۵
خود نامه خویش آورد از بهر قصاص من
سر خاک ره قاصد فرمان که می آید ۶
سیل مژه را رخنه انباشه شد، یارب
کان آب به چشم من تازان که می آید ۷
خسرو به رهش باری قربان شد و بریان هم
تا باز ببین کان هم مهمان که می آید ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۰ - دلم برون شد از غمت، غمت ز دل برون نشد
گوهر بعدی:شماره ۴۷۲ - ما را تو صنم باشی، دیگر به چه کار آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.