هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و هستی است. شاعر از پروانههایی سخن میگوید که به دور شمع جمع میشوند و خود را فدا میکنند، نمادی از عاشقانی که در راه عشق جان میبازند. همچنین، شاعر از ناامیدیها و جفاهای معشوق مینالد و در نهایت، به آرزوی وصال و فداکاری در راه عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و جفای معشوق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۷۳ - شمع من اگر یک شب از خانه برون آید
شمع من اگر یک شب از خانه برون آید
از هر طرفی صد جان پروانه برون آید ۱
صد جامه قبا گردد از هر طرفی، چون او
کژ کرده کلاه از سر مستانه برون آید ۲
من بی خبر و طفلان سنگی به کف از هر سو
شسته به کمین تا کی دیوانه برون آید ۳
فریاد که از یاری عمری به جفا باشم
چون گاه وفا باشد بیگانه برون آید ۴
هر روز بری جویم از بخت، محال است این
خوشه ز پی شش ماه از دانه برون آید ۵
گر وجه قرار من هست از رخ تو مردن
وه کز خط تو ناگه پروانه برون آید ۶
در کشتن خود یارم، من از تو چه غم دارم؟
گر جان ز پی خسرو خصمانه برون آید ۷
از هر طرفی صد جان پروانه برون آید ۱
صد جامه قبا گردد از هر طرفی، چون او
کژ کرده کلاه از سر مستانه برون آید ۲
من بی خبر و طفلان سنگی به کف از هر سو
شسته به کمین تا کی دیوانه برون آید ۳
فریاد که از یاری عمری به جفا باشم
چون گاه وفا باشد بیگانه برون آید ۴
هر روز بری جویم از بخت، محال است این
خوشه ز پی شش ماه از دانه برون آید ۵
گر وجه قرار من هست از رخ تو مردن
وه کز خط تو ناگه پروانه برون آید ۶
در کشتن خود یارم، من از تو چه غم دارم؟
گر جان ز پی خسرو خصمانه برون آید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۲ - ما را تو صنم باشی، دیگر به چه کار آید
گوهر بعدی:شماره ۴۷۴ - از شیفتگان چون من، سر باز برون ناید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.