هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلباختگی سخن میگوید. او از درد فراق و غم عشق مینالد و از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل عاشق یاد میکند. تصاویر شاعرانه مانند زلف معشوق، گریه مردم، موج دریا و بلبل بر سر خار، به زیبایی احساسات عمیق عاشقانه را نشان میدهند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای شاعرانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک ظرافتهای ادبی و احساسی آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
شماره ۴۷۸ - آن را که سر و کاری با چون تو نگار افتد
آن را که سر و کاری با چون تو نگار افتد
سر پیش تو دربا زد چون کار به کار افتد ۱
سنگ است نه دل کو را با زلف تو افتد خویش
بس طرفه بود سنگی کو بر سر مار افتد ۲
افتد چو تو برخیزی در پای تو صد عاشق
زین جمله چه برخیزد، با آنکه هزار افتد ۳
جان خاک شود زین غم کز زلف تو وامانده
گل خشک شود برجا گر یاد بهار افتد ۴
صد گریه کند مردم تا تو به کنار آیی
صد موج زند دریا تا در به کنار افتد ۵
از ناوک مژگانت افغان نکنم هرگز
گه گه گذر بلبل هم بر سر خار افتد ۶
القصه برآوردی گردی ز دل خسرو
هم دیده نمی خواهد کش با تو غبار افتد ۷
سر پیش تو دربا زد چون کار به کار افتد ۱
سنگ است نه دل کو را با زلف تو افتد خویش
بس طرفه بود سنگی کو بر سر مار افتد ۲
افتد چو تو برخیزی در پای تو صد عاشق
زین جمله چه برخیزد، با آنکه هزار افتد ۳
جان خاک شود زین غم کز زلف تو وامانده
گل خشک شود برجا گر یاد بهار افتد ۴
صد گریه کند مردم تا تو به کنار آیی
صد موج زند دریا تا در به کنار افتد ۵
از ناوک مژگانت افغان نکنم هرگز
گه گه گذر بلبل هم بر سر خار افتد ۶
القصه برآوردی گردی ز دل خسرو
هم دیده نمی خواهد کش با تو غبار افتد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۷ - چشمت گهی از غمزه هشیار نخواهد شد
گوهر بعدی:شماره ۴۷۹ - دردا که دگر ما را آن یار نمی پرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.