هوش مصنوعی: این شعر از حسرت، غم و ناامیدی سخن می‌گوید. شاعر از بی‌خوابی و رنج‌های عاطفی خود می‌گوید و به مقایسه‌هایی مانند غم یعقوب و دیدن پیراهن یوسف اشاره می‌کند. همچنین، از عشق نافرجام و جفای معشوق صحبت می‌کند و در پایان، از پیری و آرزوی بازگشت به جوانی ابراز تأسف می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جفای معشوق و حسرت‌های وجودی نیاز به درک بالاتری از زندگی و روابط انسانی دارند.

شماره ۴۸۰ - ماهی که به سوی خود صد دل نگران بیند

ماهی که به سوی خود صد دل نگران بیند
از شوخی و رعنایی کی سوی کسان بیند ۱

گوید که نخوابم من، می میرم ازین حسرت
کس را نبود خوابی، او خواب چسان بیند؟ ۲

بیش است غم یعقوب از دیدن پیراهن
کز حسرت آیینه در آینه دان بیند ۳

یاری که هوس دارد، منما رخ مردم کش
بگذار که بیچاره یک چند جهان بیند ۴

از حسن بتان وعده خونریز جفا باشد
بر تو چو کند رحمت قصاب زیان بیند ۵

در جوی رود هر کس، چشم من و خون دل
کان کو دل خوش دارد در آب روان بیند ۶

عذرش به چسان کاندر دلش آید غم
از خون دو چشم من هر جا که نشان بیند ۷

تو باز جوان خواهی، فریاد که این خسرو
شد پیر کنون، خود را کی باز جوان بیند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۷۹ - دردا که دگر ما را آن یار نمی پرسد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۱ - چون بهر خرامیدن بارم ز زمین خیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.