خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانهای است که شاعر از هجران و فراق یار متحمل شده است. او از غم و اندوه ناشی از دوری معشوق مینالد و از جور و جفای او شکایت میکند. شاعر احساس میکند که دلش در طلب وصال معشوق بیقرار است و هیچ راه رهایی از این درد ندارد.
محتوا شامل موضوعات عاشقانهای است که با درد و رنج همراه است و ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. درک کامل احساسات و مضامین عمیق شعر نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۸۴ - تا غمزه خون ریز تو قصد دل ما کرد
تا غمزه خون ریز تو قصد دل ما کرد
بیچاره دلم را هدف تیر بلا کرد ۱
در خواب نبیند رخ آرام دگر بار
هر دل که طمع در طلب وصل شما کرد ۲
چون نیست دلم را ز غمت روی رهایی
دل مصلحت خویش به روی تو رها کرد ۳
چندین چه کنی جور و جفا بر من مسکین؟
با یار وفادار کسی جور و جفا کرد؟ ۴
هرگز به جهان نیک ندیده ست و نبیند
آن کس که مرا دور چنین از تو جدا کرد ۵
دیروز چو من شکر وصال تو نگفتم
امروز مرا سوز فراق تو سزا کرد ۶
با جان و دل خسرو بیچاره و مسکین
هجران تو، ای دوست، چه گویم که چها کرد ۷
بیچاره دلم را هدف تیر بلا کرد ۱
در خواب نبیند رخ آرام دگر بار
هر دل که طمع در طلب وصل شما کرد ۲
چون نیست دلم را ز غمت روی رهایی
دل مصلحت خویش به روی تو رها کرد ۳
چندین چه کنی جور و جفا بر من مسکین؟
با یار وفادار کسی جور و جفا کرد؟ ۴
هرگز به جهان نیک ندیده ست و نبیند
آن کس که مرا دور چنین از تو جدا کرد ۵
دیروز چو من شکر وصال تو نگفتم
امروز مرا سوز فراق تو سزا کرد ۶
با جان و دل خسرو بیچاره و مسکین
هجران تو، ای دوست، چه گویم که چها کرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۳ - حاصل اگر از زلف تو یک بار توان کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۸۵ - زلفین تو سرگشته چو باد سحرم کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.