هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق و ایثارگرانه شاعر به معشوق است. او از فراق و درد هجران مینالد و عشق را همچون سنگی میداند که قلبش را میشکند. شاعر در نهایت به دنبال آرامش و وصال است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۵۰۴ - هر سر که به سودای تو از پای در آمد
هر سر که به سودای تو از پای در آمد
از خاک کف پای تواش تاج سر آمد ۱
دست از همه خوبان جهان شست به پاکی
چشمم که خیال تواش از دیده در آمد ۲
همچون نفس باد صبا غالیه بر شد
هر دم که به سودای تو از سینه برآمد ۳
سیلاب سرشک از غم هجران توام دوش
تا دوش بد، امروز به بالای سر آمد ۴
گفتم که غم عشق تو بیرون رود از دل
دردا که نرفت آن غم و بار دگر آمد ۵
یارب، چه توان کرد که می خواری و رندی
پیش همه عیب است و مرا این هنر آمد ۶
گر عادت بخت من و خوی تو چنین است
مشکل بود از کلبه احزان به در آمد ۷
سنگ است و سبو عشق تو و قلب سلیمم
بشکست چو زلف تو که بر یکدگر آمد ۸
خسرو ز دم باد سحر می طلبد جان
کز بوی تو جان در دم باد سحر آمد ۹
از خاک کف پای تواش تاج سر آمد ۱
دست از همه خوبان جهان شست به پاکی
چشمم که خیال تواش از دیده در آمد ۲
همچون نفس باد صبا غالیه بر شد
هر دم که به سودای تو از سینه برآمد ۳
سیلاب سرشک از غم هجران توام دوش
تا دوش بد، امروز به بالای سر آمد ۴
گفتم که غم عشق تو بیرون رود از دل
دردا که نرفت آن غم و بار دگر آمد ۵
یارب، چه توان کرد که می خواری و رندی
پیش همه عیب است و مرا این هنر آمد ۶
گر عادت بخت من و خوی تو چنین است
مشکل بود از کلبه احزان به در آمد ۷
سنگ است و سبو عشق تو و قلب سلیمم
بشکست چو زلف تو که بر یکدگر آمد ۸
خسرو ز دم باد سحر می طلبد جان
کز بوی تو جان در دم باد سحر آمد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۳ - آن سرو خرامنده که جستم، به بر آمد
گوهر بعدی:شماره ۵۰۵ - ترسم که از اطراف جهان دود برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.