خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعات عشق، دلبستگی، رنجهای عاشقانه، و تأثیر زیبایی بر عقل و دل میپردازد. شاعر از دردهای عشق، فریبخوردگی، و ناتوانی در برابر جمال سخن میگوید و به مفاهیمی مانند صبر، حسرت، و سوختن دل اشاره میکند.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات به مفاهیمی مانند رنج و حسرت اشاره میکنند که نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارد.
شماره ۵۱۶ - آباد نشد دل که خراب پسران شد
آباد نشد دل که خراب پسران شد
حسن پسران آفت صاحب نظران شد ۱
بس دانه دلها که ز تن برد به تاراج
آن مور که بر گرد لب ساده دلان شد ۲
افسرده جمال خط خوبان چه شناسد؟
کین سرمه نه شایسته ناقص بصران شد ۳
دلهای عزیزان شمر آن جمله نگینها
کاندر کمر آرایش زرین کمران شد ۴
آن خواجه که می گفت که دارم خبر از عقل
در عشق در آمد، یکی از بی خبران شد ۵
جز حسرت و مردن نبود چاره عشاق
فریاد و فغان عربده حیله گران شد ۶
ای صبر، دلم ده قدری، بو که توان زیست
کان دل که مرا بود از آن دگران شد ۷
بس عاقل شمع خرد افروخته روشن
کز کرده دل سوخته خوش پسران شد ۸
خسرو ز رخ خوب و ز می توبه نمی کرد
ناگاه بدید آن رخ زیبا، نگران شد ۹
حسن پسران آفت صاحب نظران شد ۱
بس دانه دلها که ز تن برد به تاراج
آن مور که بر گرد لب ساده دلان شد ۲
افسرده جمال خط خوبان چه شناسد؟
کین سرمه نه شایسته ناقص بصران شد ۳
دلهای عزیزان شمر آن جمله نگینها
کاندر کمر آرایش زرین کمران شد ۴
آن خواجه که می گفت که دارم خبر از عقل
در عشق در آمد، یکی از بی خبران شد ۵
جز حسرت و مردن نبود چاره عشاق
فریاد و فغان عربده حیله گران شد ۶
ای صبر، دلم ده قدری، بو که توان زیست
کان دل که مرا بود از آن دگران شد ۷
بس عاقل شمع خرد افروخته روشن
کز کرده دل سوخته خوش پسران شد ۸
خسرو ز رخ خوب و ز می توبه نمی کرد
ناگاه بدید آن رخ زیبا، نگران شد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۵ - تا جان مرا از لب لعل تو خبر شد
گوهر بعدی:شماره ۵۱۷ - آن کودک نورسته که سیمین بدنی شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.