هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غزل‌گونه، درد و سوز عشق را بیان می‌کند. شاعر از دل‌بستگی و عشق شدید به معشوق سخن می‌گوید و از بی‌قراری، بی‌خوابی، و رنج‌های ناشی از این عشق شکایت دارد. او از زیبایی‌های معشوق مانند زلف پریشان و غمزه‌های فریبنده‌اش یاد می‌کند و از تأثیر عمیق این عشق بر روح و جان خود می‌نویسد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده یا سنگین باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به‌کاررفته نیاز به درک ادبی و عاطفی بیشتری دارد.

شماره ۵۲۱ - دیوانه دلم زلف پریشان که دارد

دیوانه دلم زلف پریشان که دارد
جانم شکن طره پیچان که دارد ۱

شبهاست که رفته ست ز من خواب و ندانم
کان خواب مرا غمزه فتان که دارد ۲

خالی ست به کنج لب خونخواره او، وای
کان داغ برای دل بریان که دارد ۳

خلقی به سر کوی وی، از شوق بمردند
آن مست شبانه خبر از جان که دارد ۴

هر صبح رود هوش من خسته و یارب
این باد گذر بر سر بستان که دارد ۵

در خانه دل آمد و بیرون نرود هیچ
زین ترک بپرسید که فرمان که دارد ۶

یک شهر پر از فتنه و تو بی خبر، آری
کافر صفتان را غم ایمان که دارد ۷

بیچاره دلم این جگر سوخته کز تست
نزد که برد، پیش نمکدان که دارد ۸

این سر که لگدکوب تو شد، گر تو نخواهی
خسرو چه کند در ره جولان که دارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۲۰ - جان تشنگی از شربت عناب تو دارد
گوهر بعدی:شماره ۵۲۲ - رویی که تو داری گل سیراب ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.