هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. او با وجود درد عشق، حاضر به ترک آن نیست و از رقیبان و نصیحتگران میخواهد که او را آزار ندهند. همچنین، به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۵۴۱ - لبت را جان توان خواندن، ولیکن
لبت را جان توان خواندن، ولیکن
نمی دانم که آن خط را چه خوانند؟ ۱
مرنج، ای پاک دامن، عاشقانت
اگر بر چشم تر دامن نشانند ۲
نخواهم زیست، زخم عشق کاریست
رقیبان را بگو، تیغم نرانند ۳
مکن بر ما نصیحت ضایع، ای شیخ
که مستان لذت تقوی ندانند ۴
بگو پیشش، صبا، گه گه پس از ما
که اهل خاک خدمت می رسانند ۵
به جایی کز گل رویت چکد خوی
دو چشم خسرو آنجا خون فشانند ۶
نمی دانم که آن خط را چه خوانند؟ ۱
مرنج، ای پاک دامن، عاشقانت
اگر بر چشم تر دامن نشانند ۲
نخواهم زیست، زخم عشق کاریست
رقیبان را بگو، تیغم نرانند ۳
مکن بر ما نصیحت ضایع، ای شیخ
که مستان لذت تقوی ندانند ۴
بگو پیشش، صبا، گه گه پس از ما
که اهل خاک خدمت می رسانند ۵
به جایی کز گل رویت چکد خوی
دو چشم خسرو آنجا خون فشانند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۰ - از آن اهل نظر در غم اسیرند
گوهر بعدی:شماره ۵۴۲ - چو نقش صورتش در آب و گل ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.